
قسمت 8 ماژول C – دوره 30 روش برای عملگرا شدن
-
علیرضا ذکاوتمند
-
دوره 30 روش برای عملگرا شدن, مقالات خودشناسی
چرا باید برای هر کاری یک «چرایی» داشته باشیم؟
راز پنهانی که افراد موفق میدانند
تا به حال برایتان پیش آمده که با انگیزه زیاد کاری را شروع کنید اما چند روز بعد همه چیز را رها کنید؟
شاید تصمیم گرفته باشید ورزش را شروع کنید. شاید خواسته باشید یک کسبوکار راهاندازی کنید، زبان جدیدی یاد بگیرید یا حتی فقط چند کتاب بیشتر بخوانید. اما بعد از مدتی شور و اشتیاق اولیه از بین رفته و دوباره به نقطه اول برگشتهاید.
بیشتر مردم فکر میکنند مشکل از کمبود انگیزه است. بعضیها تصور میکنند اراده کافی ندارند. عدهای هم شرایط را مقصر میدانند.
اما اگر دلیل اصلی چیز دیگری باشد چه؟
اگر پشت تمام موفقیتها و شکستهای ما عاملی وجود داشته باشد که معمولاً کمتر به آن توجه میکنیم؟
این عامل چیزی نیست جز «چرایی».
چرایی چیست؟
چرایی همان دلیلی است که پشت رفتارهای ما قرار دارد.
این همان پاسخی است که به سؤال «چرا میخواهم این کار را انجام دهم؟» میدهیم.
جالب اینجاست که بسیاری از افراد ساعتها برای انتخاب هدف وقت میگذارند اما حتی چند دقیقه برای پیدا کردن چرایی آن هدف زمان صرف نمیکنند.
آنها میگویند:
-
میخواهم پولدار شوم.
-
میخواهم لاغر شوم.
-
میخواهم مهاجرت کنم.
-
میخواهم کسبوکار داشته باشم.
اما وقتی از آنها بپرسید «چرا؟» معمولاً پاسخ روشنی ندارند.
و دقیقاً همینجا مشکل شروع میشود.
وقتی چرایی نداشته باشیم چه اتفاقی میافتد؟
تصور کنید در یک جاده طولانی رانندگی میکنید.
بنزین دارید. ماشین سالم است. مسیر هم باز است.
اما مقصدی وجود ندارد.
چقدر میتوانید به حرکت ادامه دهید؟
احتمالاً بعد از مدتی خسته میشوید و متوقف خواهید شد.
زندگی هم دقیقاً همینگونه است.
وقتی چرایی مشخصی پشت اهدافمان نباشد، در اولین مانع، اولین شکست یا اولین سختی متوقف میشویم.
به همین دلیل است که بسیاری از تصمیمهای سال نو، برنامههای ورزشی و اهداف شخصی خیلی زود فراموش میشوند.
نه به خاطر اینکه افراد ضعیف هستند؛ بلکه به خاطر اینکه دلیل قدرتمندی برای ادامه دادن ندارند.
افراد موفق چه تفاوتی دارند؟
اگر زندگی افراد موفق را بررسی کنید، متوجه یک الگوی مشترک میشوید.
آنها فقط نمیدانند چه میخواهند؛ بلکه دقیقاً میدانند چرا آن را میخواهند.
این موضوع باعث میشود در روزهایی که انگیزه ندارند هم به مسیر ادامه دهند.
زیرا انگیزه همیشه حضور ندارد.
اما چرایی میتواند سالها باقی بماند.
در واقع بسیاری از افراد موفق در روزهایی به کار ادامه دادهاند که هیچ اشتیاقی نداشتهاند.
چیزی که آنها را جلو برده، انگیزه نبوده است؛ بلکه چرایی بوده است.
قدرتی که کمتر کسی به آن توجه میکند
یک سؤال جالب:
چرا بعضی مادران میتوانند شبهای زیادی را بدون خواب کافی سپری کنند اما همچنان به مراقبت از فرزندشان ادامه دهند؟
چرا برخی افراد سالها برای رسیدن به یک هدف تلاش میکنند؟
چرا بعضی ورزشکاران درد و سختی تمرین را تحمل میکنند؟
پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود:
چرایی.
وقتی دلیل انجام کاری به اندازه کافی قوی باشد، ذهن انسان راه تحمل سختیها را پیدا میکند.
آیا هدف به تنهایی کافی است؟
بیشتر مردم تصور میکنند داشتن هدف کافی است.
اما هدف فقط مقصد را مشخص میکند.
چرایی، سوخت حرکت است.
فرض کنید دو نفر قصد کاهش وزن دارند.
هر دو هدف یکسانی دارند.
اما نفر اول فقط میخواهد چند کیلوگرم لاغر شود.
نفر دوم میخواهد سلامتی خود را به دست آورد، انرژی بیشتری داشته باشد و سالهای بیشتری در کنار خانواده زندگی کند.
به نظر شما کدام فرد احتمال بیشتری دارد که مسیر را ادامه دهد؟
معمولاً کسی که چرایی عمیقتری دارد.
چرا بعضی چراییها ضعیف هستند؟
همه دلیلها قدرت یکسانی ندارند.
برخی چراییها سطحی هستند.
برخی دیگر عمیق.
برای مثال:
«میخواهم پولدار شوم چون دیگران من را تحسین کنند.»
این یک چرایی است.
اما ممکن است به اندازه کافی قدرتمند نباشد.
در مقابل:
«میخواهم از نظر مالی مستقل شوم تا بتوانم برای خانوادهام امنیت ایجاد کنم.»
این چرایی معمولاً قدرت بیشتری دارد.
به همین دلیل پیدا کردن چرایی واقعی اهمیت زیادی دارد.
شاید دلیل شکستهای گذشته همین باشد
گاهی اوقات ما خودمان را به خاطر شکستها سرزنش میکنیم.
فکر میکنیم تنبل بودهایم.
فکر میکنیم اراده نداشتهایم.
اما شاید موضوع اصلاً این نباشد.
شاید هدفی را دنبال کردهایم که هیچ ارتباط عمیقی با خواستههای واقعی ما نداشته است.
شاید هدف متعلق به ما نبوده و فقط تحت تأثیر دیگران انتخاب شده است.
در چنین شرایطی طبیعی است که ذهن مقاومت کند.
زیرا دلیل قانعکنندهای برای ادامه مسیر پیدا نمیکند.
یک سؤال مهم
اگر امروز تمام موانع از بین بروند، آیا هنوز همان اهداف فعلی را دنبال میکنید؟
این سؤال ساده میتواند نکات جالبی را آشکار کند.
گاهی متوجه میشویم بعضی اهداف فقط به خاطر فشار جامعه، خانواده یا مقایسه با دیگران انتخاب شدهاند.
اما اهدافی که از یک چرایی واقعی سرچشمه میگیرند معمولاً حتی بدون تشویق دیگران نیز ارزشمند به نظر میرسند.
چرایی و روزهای سخت
همه ما روزهای سخت را تجربه میکنیم.
روزهایی که هیچ چیز طبق برنامه پیش نمیرود.
روزهایی که خسته هستیم.
روزهایی که میخواهیم همه چیز را رها کنیم.
در چنین لحظاتی معمولاً تکنیکها، برنامهها و حتی انگیزههای لحظهای قدرت چندانی ندارند.
اما چرایی میتواند ما را به مسیر برگرداند.
زیرا به ما یادآوری میکند که چرا این راه را آغاز کردهایم.
چیزی که در ویدیو خواهید دید
در این مقاله فقط به سطح موضوع پرداختیم.
واقعیت این است که مفهوم چرایی بسیار عمیقتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد.
بسیاری از افراد سالها تلاش میکنند اما هرگز چرایی واقعی خود را کشف نمیکنند.
به همین دلیل دائماً اهداف جدیدی انتخاب میکنند، مسیرشان را تغییر میدهند و دوباره از ابتدا شروع میکنند.
در ویدیوی این آموزش، درباره بخشهایی صحبت میشود که معمولاً کمتر کسی به آنها توجه میکند؛ بخشهایی که میتوانند نگاه شما را نسبت به اهداف، انگیزه و موفقیت کاملاً تغییر دهند.
ممکن است بعد از دیدن آن ویدیو، برخی از باورهای فعلی خود را دوباره بررسی کنید.
تمرین پایانی
قبل از اینکه این صفحه را ترک کنید، فقط چند دقیقه وقت بگذارید.
یکی از مهمترین اهداف فعلی خود را روی کاغذ بنویسید.
سپس پنج بار پشت سر هم از خودتان بپرسید:
«چرا؟»
هر بار پاسخ قبلی را مبنای سؤال بعدی قرار دهید.
ممکن است در پاسخ پنجم به چیزی برسید که تاکنون هرگز به آن فکر نکرده بودید.
بعد از انجام این تمرین، حتماً ویدیوی کامل را مشاهده کنید؛ زیرا در آن با زوایای دیگری از مفهوم چرایی آشنا خواهید شد که میتواند نگاه شما را نسبت به اهداف و مسیر زندگی تغییر دهد.
علیرضا ذکاوتمند
وبسایت