
ولاگ ماهیگیری در دریاچه
-
علیرضا ذکاوتمند
-
سفرنامه
یکی از مهم ترین و زیباترین قسمت های زندگی هر انسانی سفر و ورود به دل ناشناخته هاست. در این سفر زیبا ما به یک دریاچه رفتیم برای ماهیگیری وقصد داشتیم که در آنجا ماهیگیری کنیم. از قضا اتفاقاتی در آن جا افتاد که درس های بسیار مهمی برای ما به همراه داشت. ما در این سفر با مسائلی روبرو شدیم که بسیار برایمان درس های مهمی داشت. شما هم اگر به جایی سفر کردید سعی کنید که از اتفاقات دور و اطراف خود درس ها و نکات آن را دریافن کنید تا بتوانید آن ها را در زندگی خود به کار ببندید.
سفرنامه ماهیگیری؛ درسهایی که از یک دریاچه یاد گرفتم
گاهی برای یاد گرفتن یک درس مهم از زندگی، لازم نیست کتابی بخوانیم یا ساعتها پای یک دوره آموزشی بنشینیم. بعضی وقتها کافی است از محیط همیشگیمان فاصله بگیریم، به دل طبیعت بزنیم و اجازه بدهیم خود زندگی چیزی به ما یاد بدهد.
یکی از قسمتهای سفرنامه من، سفری به یک دریاچه و تجربه ماهیگیری در آنجا بود؛ سفری که در ظاهر قرار بود فقط چند ساعت در طبیعت بگذرد و تجربه ماهیگیری داشته باشم، اما در نهایت چند درس ساده و مهم با خودم به خانه آوردم.
در این سفر فهمیدم که گاهی یک دریاچه آرام میتواند چیزهایی درباره زندگی به ما بگوید که در شلوغی روزمره فراموششان کردهایم.
سفر به دریاچه؛ وقتی قرار نیست همه چیز سریع اتفاق بیفتد
ماهیگیری در نگاه اول کار سادهای به نظر میرسد. قلاب را آماده میکنی، طعمه را میاندازی و منتظر میمانی.
اما قسمت اصلی ماجرا دقیقاً همین «منتظر ماندن» است.
شاید چند دقیقه بگذرد و هیچ اتفاقی نیفتد.
شاید یک ساعت بگذرد و هنوز خبری نباشد.
در چنین شرایطی، ذهن شروع میکند به بهانه آوردن؛ شاید اینجا جای مناسبی نیست، شاید طعمه درست نیست، شاید ماهی وجود ندارد یا شاید اصلاً نباید برای این کار وقت بگذارم.
اما اگر قرار باشد هر بار که نتیجه سریع ظاهر نشد، دست از کار بکشیم، احتمالاً خیلی از هدفهای مهم زندگیمان را هم نیمهکاره رها خواهیم کرد.
همینجا اولین درس سفر برای من شکل گرفت:
درس اول: صبر کردن بخشی از مسیر موفقیت است
ما در دنیای امروز به نتیجه سریع عادت کردهایم.
یک پیام میفرستیم و انتظار جواب داریم.
کاری را شروع میکنیم و میخواهیم خیلی زود نتیجه بگیریم.
محتوا تولید میکنیم و انتظار داریم فوراً دیده شویم.
برای رسیدن به یک هدف تصمیم میگیریم و دوست داریم خیلی زود تغییر را ببینیم.
اما طبیعت اینطور کار نمیکند.
ماهی را نمیتوان مجبور کرد که در همان لحظهای که ما میخواهیم طعمه را بگیرد.
گاهی باید صبر کرد.
گاهی باید چند بار تلاش کرد.
گاهی باید ساعتها در یک نقطه بمانی و فقط منتظر یک نشانه کوچک باشی.
زندگی هم همین است.
بعضی نتیجهها زمان خودشان را دارند. کاری که امروز انجام میدهیم ممکن است امروز نتیجهای به ما ندهد، اما به این معنی نیست که بیفایده بوده است.
صبر یعنی ادامه دادن، حتی وقتی هنوز نتیجه را نمیبینی.
درس دوم: وقتی در مسیر هدف قرار بگیری، خیلی چیزها خودش درست میشود
درس دیگری که از این سفر گرفتم، برای من حتی مهمتر بود.
وقتی هدف مشخص باشد، تصمیمگیری سادهتر میشود.
در ماهیگیری، هدف مشخص است: گرفتن ماهی.
وقتی میدانی برای چه چیزی آنجا هستی، خیلی از کارها خودشان معنا پیدا میکنند.
میدانی چرا باید طعمه را آماده کنی.
میدانی چرا باید جای مناسبی پیدا کنی.
میدانی چرا باید منتظر بمانی.
میدانی چرا اگر یک بار نتیجه نگرفتی، دوباره امتحان کنی.
در زندگی هم وقتی واقعاً در مسیر یک هدف قرار میگیری، بسیاری از چیزهایی که قبلاً برایت مبهم بودند، کمکم روشن میشوند.
آدمهای مناسب را پیدا میکنی.
مهارتهایی که نیاز داری کمکم سر راهت قرار میگیرند.
متوجه میشوی چه چیزهایی باید یاد بگیری و چه چیزهایی دیگر به کارت نمیآیند.
حتی شکستها هم شکل متفاوتی پیدا میکنند؛ دیگر فقط شکست نیستند، بلکه اطلاعاتی هستند که به تو میگویند باید مسیرت را کمی اصلاح کنی.
البته این به معنی آن نیست که اگر هدف داشته باشیم، همه چیز جادویی و بدون تلاش درست میشود.
منظورم چیز سادهتری است:
وقتی مقصدت را بدانی، مسیرت را بهتر میبینی.
درس سوم: همه چیز قرار نیست طبق برنامه ما پیش برود
در سفر همیشه احتمال اتفاقهای پیشبینینشده وجود دارد.
ممکن است هوا تغییر کند، مسیر آنطور که فکر میکردیم نباشد یا نتیجهای که انتظارش را داشتیم اتفاق نیفتد.
ماهیگیری هم دقیقاً همین را به من یادآوری کرد.
تو میتوانی بهترین تجهیزات را داشته باشی، بهترین نقطه را انتخاب کنی و بهترین طعمه را استفاده کنی؛ اما باز هم نمیتوانی نتیجه را صددرصد کنترل کنی.
این موضوع در زندگی هم وجود دارد.
ما میتوانیم تلاش کنیم، برنامه داشته باشیم و بهترین تصمیم ممکن را بگیریم؛ اما همیشه بخشی از زندگی خارج از کنترل ماست.
پذیرفتن این موضوع، آدم را آرامتر میکند.
لازم نیست برای هر اتفاقی که طبق برنامه ما پیش نرفته، خودمان را سرزنش کنیم.
گاهی باید برنامه را اصلاح کرد و ادامه داد.
درس چهارم: لذت مسیر را به خاطر نتیجه از دست نده
یکی از اشتباههایی که خیلی از ما در زندگی میکنیم این است که آنقدر درگیر رسیدن به مقصد میشویم که مسیر را نمیبینیم.
در آن سفر، هدف من ماهی گرفتن بود؛ اما اگر تمام مدت فقط به گرفتن ماهی فکر میکردم، احتمالاً زیبایی دریاچه، سکوت طبیعت، هوای تازه و خود تجربه ماهیگیری را از دست میدادم.
این اتفاق در زندگی هم زیاد میافتد.
میگوییم وقتی پول بیشتری داشته باشم خوشحال میشوم.
وقتی به هدفم برسم آرام میشوم.
وقتی کسبوکارم موفق شود، زندگی میکنم.
وقتی فلان اتفاق بیفتد، بالاخره از زندگی لذت میبرم.
اما شاید لازم باشد در کنار تلاش برای رسیدن، خود مسیر را هم زندگی کنیم.
چون ممکن است سالها منتظر رسیدن باشیم و در نهایت بفهمیم بخش بزرگی از زندگی را در راه رسیدن از دست دادهایم.
درس پنجم: گاهی باید فقط آرام باشی و مشاهده کنی
زندگی امروز پر از صدا، پیام، اعلان، کار و عجله است.
اما کنار یک دریاچه، شرایط متفاوت است.
گاهی فقط مینشینی و نگاه میکنی.
به آب، طبیعت، آسمان و حرکتی که در اطرافت اتفاق میافتد.
همین سکوت ساده میتواند ذهن را از حالت همیشگی خارج کند.
من در این سفر متوجه شدم که همیشه لازم نیست برای حل یک مسئله بیشتر فکر کنیم.
گاهی باید کمی فاصله بگیریم.
آرام شویم.
و اجازه بدهیم ذهنمان خودش پاسخ را پیدا کند.
سفرنامهای که برای من فقط یک سفر نبود
این سفر به دریاچه شاید از بیرون یک سفر معمولی به نظر برسد؛ سفری برای دیدن طبیعت و ماهیگیری.
اما برای من تبدیل شد به یک تجربه آموزشی.
یاد گرفتم صبر کنم، اما دست از تلاش نکشم.
یاد گرفتم وقتی هدف مشخصی داشته باشم، خیلی از تصمیمها و اتفاقهای مسیر برایم واضحتر میشوند.
یاد گرفتم نمیتوانم همه چیز را کنترل کنم و لازم نیست برای اتفاقهای خارج از اختیارم خودم را آزار بدهم.
یاد گرفتم از مسیر لذت ببرم و تمام زندگی را به آینده موکول نکنم.
و شاید مهمتر از همه، یاد گرفتم گاهی باید از هیاهوی زندگی فاصله بگیریم تا دوباره صدای خودمان را بشنویم.
این سفرنامه برای من فقط ثبت چند تصویر از یک دریاچه و تجربه ماهیگیری نبود.
این سفر یادآوری کرد که گاهی یک سفر کوتاه میتواند یک درس بزرگ برای زندگی داشته باشد.
شاید ماهیای که انتظارش را میکشیدیم، مهمترین چیزی نبود که از آن دریاچه با خودمان آوردیم.
مهمتر از آن، درسهایی بود که در سکوت کنار آب یاد گرفتیم.
برای دیدن این قسمت لطفا فیلترشکن خود را روشن کنید تا بتوانید ویدئو را از یوتیوب مشاهده نمایید.
علیرضا ذکاوتمند
وبسایت