چگونه انگیزه خود را در طولانی‌مدت حفظ کنیم؟

انگیزه

 
یکی از مهم ترین محرک های انسان برای رسیدن به موفقیت و رشد شخصی این است که انگیزه زیادی داشته باشد. انگیزه در مسیر رسیدن به موفقیت برای انسان خیلی حیاتی است و میتوان گفت که به نوعی سوخت مسیر اوست. هر کسی که انگیزه بالایی داشته باشد میتوان گفت که تقریبا 90 درصد مسیر را طی کرده است.
اما یک نکته مهم در این جا وجود دارد و آن هم این است که انگیزه بالا نیاز به یک عامل دارد وگرنه در جهت عکس عمل میکند. یعنی به جای اینکه ما را به موفقیت نزدیک تر کند، ما را از موفقیت دور تر میکند. آیا تا به حال با خود اندیشیده اید که چگونه یک نفر با وجودی که بسیار تلاش میکند و انگیزه بالایی هم دارد اما به موفقیت و سعادت دست پیدا نمیکند؟
من هم سالها بود که این سوال را در ذهنم میپروراندم که ناگهان با مسئله ای روبرو شدم که زندگی مرا زیر و رو کرد.شما فرض کنید یک انسان انگیزه بالایی برای رسیدن به یک هدف داشته باشد. بر فرض مثال دوست داشته باشد که یک کسب و کار برای خودش راه بیندازد. او برای اینکار انگیزه بالایی دارد و میتواند ساعت ها در مورد این که کارش چه مزیت هایی دارد صحبت کند. حتی میتواند برای شما ساعت ها از خوبی های خودش بگوید اما مسئله این است که باور داردکه در این وضعیت اقتصادی نمیشود کار کرد.
 

انگیزه چیست؟

 
شاید تا به حال برای شما هم سوال شده باشد که انگیزه چیست؟ برای من هم بارها و بارها این سوال پیش آمده بود که انگیزه چیست و چگونه به وجود می آید. معمولا زمانی که اسم انگیزه می آید اکثر مردم فکر میکنند که یک نفر از بیرون می آید و به ما با حرف های زیبا و تکان دهنده انگیزه بدهد و یا اینکه ما با همان کار به خودمان انگیزه بدهیم. اما این یک تعریف سطحی از انگیزه است.
 

انگیزه ای که در کودکی روشن شد

 
بگذارید تا یک مثال واقعی از انگیزه بزنم. یکی از موفق ترین کار آفرینان آمریکا انگیزه خود را برای رسیدن به موفقیت مالی اینطور شرح میدهد:
روزی من در کودکی به همراه پدرم به سینما رفتیم. در صف سینما جلوی ما یک پدر و مادر با هشت بچه ایستاده بودند. بچه ها اولین بار بود که قرار بود به سینما بروند و از این اتفاق بسیار خرسند بودند و ذوق فراوانی داشتند. اینقدر خوشحال بودند که سر از پا نمیشناختند و مدام بالا و پایین میپریدند. پدر خانواده داشت به آنها توضیح میداد که سینما چه شکلی است و در آنجا قرار است چه اتفاقی بیفتد. زمانی که نوبت آنها شد متصدی فروش بلیت به پدر خانواده مبلغ را گفت. در آن موقع عرق شرم از پیشانی پدر سرازیر شد و به بچه هایش گفت ما نمیتوانیم به سینما برویم چون هزینه آن را نداریم.
و او میگفت من این صحنه را که دیدم آتشی در درون من شعله ور شد که هنوز بعد از پنجاه و خورده ای سال خاموش نشده است.من آنروز تصمیم گرفتم که آنقدر ثروتمند شوم که هیچگاه شرمنده خانواده ام نشوم.
این نمونه یک داستان واقعی بود که یک تضاد و یا ناخواسته باعث شده بود که این فرد انگیزه ای داشته باشد تا بتواند موفقیت های زیادی کسب کند. انگیزه در واقع از تضاد هایی که ما به آنها بر میخوریم به وجود می آید. زمانی که ما تنهایی را عمیقا تجربه میکنیم و انگیزه میگیریم تا روابط خود را گسترش دهیم و آنها را بهبود ببخشیم.
 
تمام تضادهایی که در زندگی به آنها بر میخوریم باید به انگیزه ای درونی تبدیل شوند تا ما را به نسخه ای بهتر از خودمان تبدیل کنند.بهترین کاری که ما میتوانیم انجام دهیم این است که تضاد های زندگی خود را بدانیم و از آنها استفاده کنیم برای این که بهتر زندگی کنیم.
علیرضا ذکاوتمند وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید